يکی از دوستان جوان واهل قلم من درپيامی برايم نوشت «دختر مثل ليمو شيرين است که اول شيرين است اما آخر آن تلخ ميشه». نميدانم اين جمله پشت کاميونی نوشته شده بوده است يا روی کارت پستالی که اين سالها درايران چاپ ميشود ودر فروشگاه ها عرضه ميگردد؟ ظاهرا دربيان يک عقيده بسيار مهم و پايه ای از شيوه ازشيوه وعبارت برخاسته از ادبيات عاميانه استفاده گرديده است. اين عقيده از جمله عقايد جنجال برانگيزاست که درجوامع زيادی ازجمله ايران و مصداق عمل دارد وواقعيت جامعه است.به بيان بسيار ساده پسر(بچه) می تواند يا درقوانين نوشته نشده حق دارد عاشق شود؛ دختری را بپسندد واظهار علاقه کند. دراين اظهار نظر پسر غيرت مردانگی را غير فعال ميسازد! ازهرتعريف وتمجيدی خودداری نمی کند؛ زن را معنی زندگی بيان می کند و التماس ميکند تا توجه دختررا جلب کند. با فراموش کردن عمدی وقايع منتظره و غيرمنتظره تمام عزم اش را جزم ميکند تا دختر را به عشق آسمانی و پاک اش و دلباختگی پايان ناپذيراش قانع سازد.؟! به مرحله بعد از پذيرفتن خواستگاری يا التماس ها ی بغض آلود اش بعدا خواهم پرداخت.
اما دراروپا بادی ديگری ميوزد که سرعت کم دارد وگرمای آتشين به هم رسيدن دودل يا صدای گوش خراش شکستن دوقلب شرقی را ندارد. اينجا نه زن موجود آسمانی است ونه اختيارش دست مرد کامل القعل است. دراينحا زن اگر کنار مرد نشست، گرمای وجودش هوش مرد را زايل نمی کند واگرمرد دستش را گذاشت روی قسمتی از بدن زن ، موهای بدن اش سيخ نمی شود وافزایش هورمون ها ازحد نرمال افزايش نمی يابد وزبان اش داخل دهن اش گير نمی کند.
اين جا نيز زن موجود دلکش و ظريف است. مرد شهوت خواه به تماشای محض دلکشی زن نمی نیشند ، ظرافت اورا شکننده نمی داند. زن ها می توانند به ماشين ...... بدل گردند يا برای حرمت شان حدومرزی بکشند. عقل را کمتر از دست ميدهند وخودرا دراختيار باد زودگذر احساس نمی گذارند. ميخواهند در «نعمت عشق» شريک برابر باشند. ساختارجامعه وقوانين اين کشورها شکست عشق را نقطه پايانی برداستان زندگی زن نميگذارد(همانطوريکه درشرق نقطه پايان حرمت و آبروی مرد نيست) اما يک موضوع همگانی وسراسری است که زن ليمو شيرين نيست که آب شيرينش را به کام مرد بريزد و تفاله اش راهی زباله دان گردد تا طعم تلخ اش کام مرد های کامجو را نيازارد.