عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه نداشتن کسی است که البفای دوست داشتن را برايت تکرار کند،
و تو از او رسم محبت بياموزی .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاريست.
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه پنهان کردن قلبی ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی ست که بتوانی به آن تکيه کنی ،
و از غم زندگی برايش اشک بريزی .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی ست ،
که مجبوري آخرش را با جدائی به سرانجام رساني .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی ست .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست !!!
اينم يه شعر ديگه كه اميدوارم خوشتون بياد
گفتم تو شيرين منی ، گفتا تو فرهادی مگر؟
گفتم خرابت می شوم ، گفتا تو آبادی مگر؟
گفتم ندادی دل به من ، گفتا تو جان دادی مگر؟
گفتم ز کوهت می روم ، گفتا تو آزادی مگر؟
گفتم فراموشم مکن ، گفتا تو در يادی مگر؟
گفتم که بر بادم مده ، گفتا نه بر بادی مگر؟