تبليغاتX
شازند شازند شازند و باز هم شازند
شازند شازند شازند و باز هم شازند

به خدا اصل حاله این شهر یه سر بزنین پشیمون نمیشین از ما گفتن بود


شازند کار می خواد نه شعار ٬ دلسوز می خواد نه دامن سوز

به این کلمه ها دقت کنید :

شازند اراک

پالایشگاه اراک

پتروشیمی اراک

نیروگاه اراک

سد کمال صالح اراک

جدیدا هم کوه شهباز اراک

تا یه مدت قبل که پالایشگاه و پتروشیمی اسم خاصی نداشتند ولی به نام "اراک" شناخته می شدند و گاهی هم به نام "شازند اراک" . اما مدتی میشه که اسم پالایشگاه به  "امام خمینی شازند"  تغییر کرده و پتروشیمی هم رسما به  "پتروشیمی شازند"  تغییر اسم داده. ولی کو گوش شنوا ؟؟ جز سر در این شرکت ها جایی ندیدم که این تغییر اسم ثبت شده باشه. بین نماینده ها و مسئولین اراک هم برای این تغییر اسم بلوا به پا شد. حتی روزنامه ها هم با اسم های قدیمی این کارخانه ها رو معرفی می کنند.

 

توی یکی از وبلاگ های شهر اراک با افتخار از نیروگاه و پالایشگاه و پتروشیمی اراک اسم برده بودند . دلیلش هم برای این اسم گذاری این بود که آلودگی این صنایع مردم اراک و اذیت می کنه نه شازندی ها رو. ولی کسی نیست که بگه مردم شازند دیگه یواش یواش باید به فکر کار دیگه ای جز کشاورزی باشن ؟ این صنایع با چاه های عمیقی که توی منطقه زدن آبی برای کشاورزهای منطقه نذاشتن. حالا هم که دارن سد کمال صالح و راه اندازی می کنن و آب منطقه سربند شازند و می برن برای اراکی های عزیز که مشکل آب نداشته باشن. حتی چند چاه عمیق هم در شازند زدند که آبشو مستقیم به خط لوله این سد پمپاژ می کنند. در ضمن با افتخار هم از این سد به نام  "سد کمال صالح اراک"  اسم می برن.

انصاف هم خوب چیزیه به خدا !!

 

یه مدتی هم میشه که بروجردی ها شدید افتادن دنبال این که یه استان تشکیل بدن و خودشون و از زیر نظرخرم آباد بودن  بکشن بیرون. اشتهای خیلی خوبی هم دارن. شهرستان خنداب و شازند رو هم از استان مرکزی می خوان. مطمئنا اونا دلشون به حال شازند و خنداب نسوخته. با این کار اگه این استان تشکیل بشه خود به خود میشه یه استان صنعتی و بروجردی ها هم به خودشون صدآفرین می گن. توی خنداب پروژه آب سنگین و یه نیروگاه اتمی تحقیقاتی در حال ساخته. شازند هم که مشخصه چی داره.

 

ما شازندی ها هم که دست گذاشتیم روی دست و انگار نه انگار که اطرافمون خبری هست (کبک سر در لای برف) . البته من یکی اصلا دوست ندارم اون روزی رو ببینم که شازند از استان مرکزی جدا بشه و بره زیر نظر بروجرد. این اتفاق برام شده یجور کابوس. هرچند من کلی با بچه های بروجردی بحث کردم که چند تا دلیل قانع کننده برام بیارن که شازند با رضایت از اراک جدا بشه که هیچ کدوم دلیلی نداشتند. چون این اتفاق فقط و فقط برای بروجرد منفعت داره و بس.

 

یا شازند دلسوز نداره که شرایطش این شکلی داره پیش میره یا اینکه مسئولین گوش شنوایی ندارند. نماینده شهرستان هم که فقط روی کارهای سیاسی زوم کرده و همیشه توی صدا و سیما توی برنامه های سیاسی شرکت میکنه و گزارش سیاسی میده. این مسائل دردی از شازند دوا نمی کنه. به جای جابجایی مدیران خوبه به درد بیکاری و حفظ مدیران شایسته کمک کنه.

فرماندار هم تا بوده یه جورایی مهمون شهرستان حساب میشده. به عنوان یه نیروی غیر بومی تا می خواسته شرایطو درک کنه و شازند بشناسه تغییر می کرده و کمتر فرصت کارهای اساسی و بنیادی داشته.

منطقه کار می خواد نه شعار ٬ دلسوز می خواد نه دامن سوز

 

البته آقای احمدی به عنوان نماینده و آقای حیدری آزاد به عنوان فرماندار هم کارهای خوبی هم انجام دادن که نمیشه منکر شد ولی لیاقت شازند بیشتر از این حرف هاست.

 

تا کی باید شازند با اسم دوم شناخته بشه ؟؟

تا کی باید با شازند مثل گوشت قربونی رفتار کرد ؟؟

 

چند خط هم با شورا و شهرداری شازند :

طبق گزارشی که اسفند سال 88 شورا و شهردای شازند ارائه دادند مبلغ زیادی از طرف پتروشیمی به عنوان عوارض آلودگی و ارزش افزوده به شهرستان شازند داده شده. البته همیشه روی این پول بحث بوده که به کی چقدر می رسه. این پول زیاد به نظر خیلی نتونسته توی شرایط شازند تغییری ایجاد کنه.

بهتر نیست به جای پروژه همیشگی تعویض جدول خیابون ها فکر اساسی دیگه ای برای شازند کرد ؟؟

 

گاهی با خودم فکر می کنم با اینجور پولها میشه شازند و دوباره از نو ساخت. شازند شهر بزرگی نیست یه تغییر کوچیک توی شهر خیلی زود خودشو نشون میده. مثل پروژه پل شهدا که کلی توی ظاهر شهر تغییر ایجاد کرد که واقعا هم لازم بود. بی انصافی هم نمی کنم تغییراتی که توی این چند ساله اتفاق افتاده رو نمیشه ندید گرفت ولی انتظارات ما بیشتر از اینهاست.

 


یکشنبه 23 آبان1389 |

 

خیال

شال و کلاه می بافم با خیالت ٬

 

تا در سرمای نبودنت یخ نبندم ...


جمعه 14 آبان1389 |

 


شازند رو از صميم قلب دوست دارم. همه شماها رو هم همه جوره مي خوام. مواظب خودتون باشين.

 

BlogProfile> ایمیل نویسنده
پروفایل نویسنده
شازند
خودم و دوستام
شعر
متن ادبی
متفرقه

 

 

بهمن 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشيو

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بعد از 100 روز
سرباز
نگاه امید جعفر نژاد به شهرستان شازند
باز باران، با ترانه
مجموعه عکس شازند قبل از انقلاب
آخر خط
شازند در قاب
مسابقات جام رمضان شازند
عکس هایی زیبا از آسمان شازند

 

شهرداری شازند
فرمانداری شازند
پالایشگاه امام خمینی شازند
پتروشیمی شازند
دانشگاه ازاد شازند
اداره تربیت بدنی شازند
نامه شهرستان شازند
ناقالی-آئین های نمایشی شازند
شهر آستانه
شازند آزاد
پاراگلایدر شازند
هستی - نیستی
روستای بازنه
دهیاری روستای بازنه
روستای سورانه
روستای سرسختی
روستای سرسختی علیا
روستای عنبرته
روستای حک سفلی
روستای مالمیر
روستای پاکل
مرکز کامپیوتر فجر
شهر شازند
ندای سرسبزی شازند
وبلاگ دانشجویان پیام نور شازند
شکوه ورزش
هیئت کوهنوردی شازند
کوهنوردان شازند
خورشید شرق شازند
جواد ملکی
خطی ز دلتنگی
رها
تیم فوتبال شهباز
وجدان شازند
ندای هفته
کانون شازند
جاذبه های گردشگری شازند
شازند

 

سرزمین مهر و آفتاب
ملایر کلانشهر آینده ایران
تنها
فانوس
کلبه جادویی
ناتانائیل عاشق
عظمت هیچ بودن
بلندای آسمان آبی
روستای انجدان
نگاه امید به اراک

 

RSS 2.0