تبليغاتX
شازند شازند شازند و باز هم شازند
شازند شازند شازند و باز هم شازند

به خدا اصل حاله این شهر یه سر بزنین پشیمون نمیشین از ما گفتن بود


سرباز

سلام به همه دوستان عزیزم و همراهان همیشگی این وب.

بعد از مدتی کم کاری اومدم تا خداحافظی کنم. خداحافظی که نمی دونم طولانیه یا کوتاه مدت.

فردا اول صبح من یک سربازم. سربازی که هیچ کنترلی روی برنامه اش نداره.

برام دعا کنید

دوستون دارم


پی نوشت :

قسمت نظرات این پست فعال هست و نظرات به شکل مستقیم نمایش داده میشه


شنبه 30 مهر1390 |

 

نگاه امید جعفر نژاد به شهرستان شازند

امید جعفر نژاد از عکاسان خوب و حرفه ای ساکن اراک است. با اجازه قبلی تعدادی از عکس های مرتبط با شهرستان شازند را به عنوان مطلب جدید این وب قرار دادم.

آقای جعفر نژاد عکس های زیادی به صورت ۳۶۰ درجه و پانوراما دارند که بسیار زیبا هستند. برای دیدن کارها و عکس های آقای جعفرنژاد می توانید از  لینک های زیر استفاده کنید :

وب شخصی امید جعفر نژاد 

پروفایل امید جعفر نژاد در سایت پانورامیو

 

 و اما عکس ها :

عکسی زیبا از روستاهای بازنه و هفته و عمارت

نیروگاه شازند در حال کار !!

سد کمال صالح

نمایی زیبا از روستای پاکل و کوه شهباز

بلند ترین نقطه خط راه آهن ایران در نزدیکی روستای نور آباد

سراب پنجعلی و کوه لجور

نور مقدس در شازند

 


یکشنبه 3 مهر1390 |

 

باز باران، با ترانه

باز باران ،
با ترانه ،
با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه .

من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها ،
رودها راه اوفتاده .

شاد و خرم
یک دو سه گنجشک پر گو ،
باز هر دم
می پرند ، این سو و آن سو

می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی ،
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی .

یادم آرد روز باران :
گردش یک روز دیرین ؛
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان .

کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک

از پرنده ،
از خزنده ،
از چرنده ،
بود جنگل گرم و زنده .

آسمان آبی ، چو دریا
یک دو ابر ، اینجا و آنجا
چون دل من ،
روز روشن .

بوی جنگل ،
تازه و تر
همچو می مستی دهنده .
بر درختان میزدی پر ،
هر کجا زیبا پرنده .

برکه ها آرام و آبی ؛
برگ و گل هر جا نمایان ،
چتر نیلوفر درخشان ؛
آفتابی .

سنگ ها از آب جسته ،
از خزه پوشیده تن را ؛
بس وزغ آنجا نشسته ،
دم به دم در شور و غوغا .

رودخانه ،
با دو صد زیبا ترانه ؛
زیر پاهای درختان
چرخ میزد، چرخ میزد ، همچو مستان .

چشمه ها چون شیشه های آفتابی ،
نرم و خوش در جوش و لرزه ؛
توی آنها سنگ ریزه ،
سرخ و سبز و زرد و آبی .

با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو ،
می پریدم از لب جو ،
دور میگشتم ز خانه .

می کشانیدم به پایین ،
شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین ،
از تمشک سرخ و مشکی .

می شندیم از پرنده ،
داستانهای نهانی ،
از لب باد وزنده ،
رازهای زندگانی

هر چه می دیدم در آنجا
بود دلکش ، بود زیبا ؛
شاد بودم
می سرودم
روز ، ای روز دلارا !
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا ؛
ورنه بودی زشت و بیجان .

این درختان ،
با همه سبزی و خوبی
گو چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان ؟

روز ، ای روز دلارا !
گر دلارایی ست، از خورشید باشد .
ای درخت سبز و زیبا !
هر چه زیبایی ست از خورشید باشد .”

اندک اندک ، رفته رفته ، ابر ها گشتند چیره .
آسمان گردید تیره ،
بسته شد رخساره ی خورشید رخشان
ریخت باران ، ریخت باران .

جنگل از باد گریزان
چرخ ها می زد چو دریا
دانه ها ی ( گرد)  باران
پهن میگشتند هر جا .

برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابر ها را
تندر دیوانه غران
مشت میزد ابر ها را .

روی برکه مرغ آبی ،
از میانه، از کرانه ،
با شتابی چرخ میزد بی شماره .

گیسوی سیمین مه را
شانه میزد دست باران
باد ها، با فوت ، خوانا
می نمودندش پریشان .

سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا .

بس دلارا بود جنگل ،
به، چه زیبا بود جنگل !
بس فسانه، بس ترانه ،
بس ترانه، بس فسانه .

بس گوارا بود باران
به، چه زیبا بود باران !
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پند های آسمانی ؛

بشنو از من ، کودک من
پیش چشم مرد فردا ،
زندگانی   خواه تیره ، خواه روشن -
هست زیبا ، هست زیبا ، هست زیبا .”

* مجد الدین میرفخرایی *  متخلص به گلچین گیلانی


پی نوشت :

به یاد روزهای شیرین مدرسه

متن شعر به صورت کامل در کتاب مدرسه چاپ نشده است


جمعه 1 مهر1390 |

 


شازند رو از صميم قلب دوست دارم. همه شماها رو هم همه جوره مي خوام. مواظب خودتون باشين.

 

BlogProfile> ایمیل نویسنده
پروفایل نویسنده
شازند
خودم و دوستام
شعر
متن ادبی
متفرقه

 

 

بهمن 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشيو

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بعد از 100 روز
سرباز
نگاه امید جعفر نژاد به شهرستان شازند
باز باران، با ترانه
مجموعه عکس شازند قبل از انقلاب
آخر خط
شازند در قاب
مسابقات جام رمضان شازند
عکس هایی زیبا از آسمان شازند

 

شهرداری شازند
فرمانداری شازند
پالایشگاه امام خمینی شازند
پتروشیمی شازند
دانشگاه ازاد شازند
اداره تربیت بدنی شازند
نامه شهرستان شازند
ناقالی-آئین های نمایشی شازند
شهر آستانه
شازند آزاد
پاراگلایدر شازند
هستی - نیستی
روستای بازنه
دهیاری روستای بازنه
روستای سورانه
روستای سرسختی
روستای سرسختی علیا
روستای عنبرته
روستای حک سفلی
روستای مالمیر
روستای پاکل
مرکز کامپیوتر فجر
شهر شازند
ندای سرسبزی شازند
وبلاگ دانشجویان پیام نور شازند
شکوه ورزش
هیئت کوهنوردی شازند
کوهنوردان شازند
خورشید شرق شازند
جواد ملکی
خطی ز دلتنگی
رها
تیم فوتبال شهباز
وجدان شازند
ندای هفته
کانون شازند
جاذبه های گردشگری شازند
شازند

 

سرزمین مهر و آفتاب
ملایر کلانشهر آینده ایران
تنها
فانوس
کلبه جادویی
ناتانائیل عاشق
عظمت هیچ بودن
بلندای آسمان آبی
روستای انجدان
نگاه امید به اراک

 

RSS 2.0