تبليغاتX
شازند شازند شازند و باز هم شازند

shazand

محسن محمدی

shazand

http://shazand.blogfa.com

شازند شازند شازند و باز هم شازند

شازند شازند شازند و باز هم شازند

شازند شازند شازند و باز هم شازند

شازند رو از صميم قلب دوست دارم. همه شماها رو هم همه جوره مي خوام. مواظب خودتون باشين. به خدا اصل حاله این شهر یه سر بزنین پشیمون نمیشین از ما گفتن بود

شازند شازند شازند و باز هم شازند

 
 
شازند شازند شازند و باز هم شازند   
       
   
  
 
فهرست اصلی
آیدی من در یاهو
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
پرو فایل مدیر وبلاگ
تماس با ما
 

موضوعات
شازند
شعر
خودم و دوستام
متن ادبی
کریس دی برگ
صادق هدايت
فرهاد مهراد
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
پائولو کوئلیو
اهورامزدا - فروهر
دعوت نامه سایت
فایل دیدنی
انشتین
شازده کوچولو
قلعه حیوانات
 

آرشیو مطالب
اسفند 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
 

وبلاگ های شازند
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " شازند شازند شازند و باز هم شازند " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
پیش دانشگاهی شهریار
روستای سرسختی
دبیرستان دخترانه الزهرا شازند
حرفه و فن راهنمایی شازند
شهر آستانه
نجوم به زباني ساده
رها
ازنا - شازند
باران پاییزی
هرچی بخوای هست
آزاد اندیشان شازند
روستای انجدان
ریاضیات برای همه
نامه شهرستان شازند
ناقالی-آئين هاي نمايشي شازند
روستاي سورانه
روستاي چقاسياه
روستاي عنبرته
روستاي بازنه
روستاي حك سفلي
روستاي پاكل
شكوه ورزش
پالايشگاه شازند
پژوهش سراي شازند
هيئت كوهنوردي شازند
جغرافياي استان مركزي
از اوراد گل سرخ
باغ بي برگي
گروه آموزشي ادبيات شازند
علوم اجتماعي منطقه شازند
خورشيد شرق شازند
جواد ملكي
اخبار شازند - قاصدك
قالب بلاگفا
قالب وبلاگ
مشاهده سریع تماس با ما
 


عشق... و تنها عشق ...
موضوع مرتبط با : شعر

گمان می کردم عشق همان میعادگاهی است که سالها برای رسیدن به آن کوشیده ام ...

به شوق اینکه در این میعاد گاه به موعود خود ...

به آنچه از ازل به من وعده داده اند برسم ...

گمان می کردم عشق همان است که مرا از تنهایی می رهاند ...

و همان شاه کلیدی است که تمام بسته ها را می گشاید ...

اما ...

چه خیالی! ...

آیا این من بودم که عشق را منجی خودم می دانستم ...

اینک دریافتم که عشق تمام بسته ها را می گشاید ...

اما خود بسته ای است که گشایش آن تنها با نیست شدن من میسر است ...

دریافتم عشق ...

نه تنها از تنهایی نمی رهاند بلکه خود اوج تنهایی است ...

چرا که عشق زائیده تنهایی است و تنهایی زائیده عشق ...!!

محسن محمدی شنبه 1 اسفند1388  نظر بدهید!

من می ترسم !!!
موضوع مرتبط با : شعر

من مي ترسم !

من از طوفان نمی‌ترسم

من از آن غم

که می‌بارد چو باران

بر دل عاشق

می‌ ترسم

من از آن لحظه می ‌ترسم

که عشق رنگ هوس گیرد

و دل

غرق گنه گردد

من از آن لحظه می ‌ترسم

که تنها فرصت عاشق شدن را

که خدا بر قلب ارزانی داشت

تبه گردد

من از باران حسرت

بر دو چشم قلب عاشق

می‌ترسم

من از باران غم بر قلب پر درد شقایق‌ها

می‌ترسم

 باران

 

تقدیم به تویی که همیشه بهترین بودی

پاک و ساده

صاف و صادق

 

محسن محمدی شنبه 24 مرداد1388  نظر بدهید!

عشق بازی به همین آسانی است ...
موضوع مرتبط با : شعر

عشقبازی به همین آسانی است....          

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزانی با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کار همواره باران با دشت

برف با قله کوه

رود با ریشه بید

باد با شاخه وبرگ

ابرعابر با ماه

چشمه ای با آهو , برکه ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است ...

شاعری با کلماتی شیرین

دست آرام و نوازش بخش برروی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمع

و دل آرام تسلا

و مسیحای کسی با جمعی

عشقبازی به همین آسانی است ...          

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنج ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

مشتری هایت را با خود ببری با لبخند

عشقبازی به همین آسانی است ....

هرکه با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغا می با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحنی خوش

تک خنده بر چهره در لحظه کار

عرضه سالم کالای رزان به همه

لقمه نان گوارائی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

  

محسن محمدی چهارشنبه 7 مرداد1388  نظر بدهید!

مویه
موضوع مرتبط با : شازند

 

« زبان اشک »

 

كاش او مي آمد و مي ديد اين هنگامه را

اشك هاي مرد و زن در اين شكايت نامه را

 

كاشكي هرگز نمي ديديم ما

هدم و تخريب بنا و دست و پا

 

راستي  داری خبر از انفجاري صنعتي

انفجاري صنعتي با ساز و برگي سنتي ؟

 

خيل خوبان را خبر داري چه شد ؟

عامل مرگ آفرين داني که شد ؟

 

جمع مشتاقان كار و زندگي

سخت تر ز آهن به كار و بندگي

 

فارغ از كمبودها و بودها

گرم رو ، جاري مثال رودها

 

پيشرو ، سوزنده ، دريا دل همه

صابر و طاهر ، مصفا دل همه

 

سر خوش از كار و تلاش زندگي

شاد و مشعوف از همين سازندگي

 

عاطل و باطل بدن، بيهودگي

دور بود از آن جوانان بهي

 

كركس شوم قضا ناگه رسيد

چنگ خود بر چهر آن مردان كشيد

 

از قدر كاری نمي آمد ز دست

دست بر سر زد و در جا نشست

 

هم زمين ، هم آسمان آتش گرفت

سبقت از صد تير و صد تركش گرفت

 

هر جوان در جاي خود خشكيد و مرد

چون گلي پژمرد ، نه ، در خود فسرد*

 

موج آتش با يلان داني چه كرد ؟

همچنان كاري كه با پروانه كرد

 

پر شد آن صحرا پر از پروانگان

بي سر و تن ، بال و پرها دادگان

 

لخته لخته ، استخوان تفتيده ، هان

بي پناه افتاده خامش ، بي امان

 

بعد از آن غوغا قيامت شد به پا

مي رسيد اين ضجه ها نزد خدا

 

مرد و زن ، پير و جوان سوگوار

مي زدند بر سر به سينه اشكبار

 

زان ميان فرياد مي كرد مادري

آنطرف تر ضجه مي زد همسري

 

گوشه اي ديگر نشسته دختري

اختري ، نازكتر از ياس و پري

 

كاي خداوند زمين و آسمان

اي پناه بي پناهان جهان

 

هر چه گويي قيمتي دارد گمان

جان ما را هست قيمت ! رايگان !

 

در دياري كاينچنين ها مي شود

جان آدم وه چه دروا* مي رود

 

اي بزرگان وطن كاري كنيد

فكر درمان بهر بيماري كنيد

 

دردها عريان و درمانگر كم است

زخم ها عنوان ، كمي از مرهم است

 

آنچه هرگز مي نيايد در بيان

ارزش جان باشد اي دانا بدان

 

گر شود كم ، حرص و آز دنيوي

جان فشاني در ره هر آدمي

 

مي شود دنيا گلستان سر به سر

شان انسان برتر آيد از گهر

 

اي خداوند كريم عيب پوش !

عيب را پوشيده اي زين در مكوش

 

گرد جهل از چهر كشور پاك دار

جز سلامت بر حريم ما مبار

 

فسرد : یخ زد

دروا : سرگردان - معلق

۸۷/۳/۷  هرمز احمدی  « پروا »

 

یک سال گذشت  !!!!!

 

یک سال گذشت ؟؟؟؟؟

 

شعری که خوندید از شعر های چاپ نشده و قابل تامل و تعمق شاعر

 حساس و مسئولیت شناس و مردمیست که ما رو به یک سال پیش برد

 تا به راحتی از کنار چنین فجایعی در منطقه نگذریم . به امید روزی

 که همه کارگاه ها و کارخانجات ما استاندارد احداث بشند . از طرفی یاد این شعر افتادم که :

 

بود شاعری این زمان ارجمند

که از درد مردم بگوید سخن

 

 

محسن محمدی پنجشنبه 7 خرداد1388  نظر بدهید!

نامه ای منظوم برای تو
موضوع مرتبط با : شازند

 

بشنو ز من این نکته مزن نیش به شازند

یاری کنش ای خویش مزن نیش به شازند

 

شهری که به هر جا بنهی پا نظر پاک ببینی

دیری است چنین بوده بیندیش به شازند

 

ایمن چو بخواهی شدن از دست فلاکت

اینجا وطن توست برو پیش به شازند

 

کاه و گل هر لکه دیوار ترک خورده و بودار

یاد آور صد خاطره باشد ز پس و پیش به شازند

 

زان مصطبه* خاکی و آن تعزیه مسجد جامع

وان مردم همراه و صفا کیش به شازند

 

یادآور از آن کوچه ی باریک و مصفای پر از ریگ

وان حوضچه ی کوچک پر سبزه ی آبیش به شازند

 

کم غصه خود خور دمکی نیز به شازند

اندیشه بکن بیش به از پیش به شازند

 

تا هست تو را مانده ی آن چشمه ی پر جوش

بشتاب و بگیر از کف سا قیش به شازند

 

بینی اگر این خطه فریبا و بهشت است

دلدار بسی دارد و درویش به شازند

 

فرصت شمر از فاصله ها کم کن و کم کن

تا نیست شود شخص بد اندیش به شازند

 

گر خیره سری کرد یکی بی کس و کاری

از دست مشو چهره مکن ریش* به شازند

 

« پروا » نکنم زین همه گفتار پر از درد

مانده ست یکی شاعر بی خویش به شازند

 * مصطبه : سکو

 * ریش : زخم

شعرفوق از جمله اشعار چاپ نشده ی  آقای هرمز احمدی ( پروا ) است.  که به قول خود  شاعرنیازمند چکش کاری است زیرا اشعار اخیر ایشان عمدتا بالبداهه می باشند و  لابد محتاج ویرایش و تجدید نظر...

 

امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

 

 عكسي از طبيعت بهار شازند

 

عكسي از چشمه بلاغ

 

عكسي ديدني از شكوفه هاي بهاري

 

شكوفه هاي بهاري شازند

 

 

محسن محمدی سه شنبه 29 اردیبهشت1388  نظر بدهید!

درد تنهایی
موضوع مرتبط با : شعر

نگاه کن به عقربه ها که چه تیک تاک می کنند

و لحظه های عمر را دزدکی  خاک می کنند

 

نام تو را از دل من نام مرا از دل تو

در ذهن صاف خاطره آرام پاک می کنند

 

قبل از آنکه عقربه ها عمر مرا پایان دهد

حسرت یک نگاه تو مرا هلاک می کنند

                                                                                                                      علی کولیوند زاده

 

درد تنهایی

 

محسن محمدی جمعه 11 اردیبهشت1388  نظر بدهید!

درد تنهايي خود را به كه بگويم
موضوع مرتبط با : شعر

درد تنهايي خود را به كه بگويم

به كه بگويم كه در اين جامعه خالي از عشق

همه در تاب و خروشند

همه چون سرو به بالا نگرند

و به فغان از غم هستي

كه تواند كه مرا ياد كند

و صداي نفسم را ببرد تا كه رسد بر دل ياران

من كه خواهم ولي افسوس كه نتوانم

از اينجا بروم

چون كه بر دست و به پايم

بتنيدند گلي از گل ريحان

من به سان گلي از باغ گل ياس بدم

كه ندانم چگونه به شكوفايي خود شاد شوم

كه تواند كه مرا شاد كند

و دل غم زده ام را

به سرود غم هستي بسرايد

آه ...

 خيلي تنهام

آخ كه خيلي تنهام

آخ كه خيلي دلم پره

يه مدتي نيستم . مواظب خودتون باشين.

 

محسن محمدی جمعه 21 فروردین1388  نظر بدهید!

دلم را فروختم
موضوع مرتبط با : شعر

دلم را فروختم

به مست ِ دوره گرد کوچه های تنهایی

به آواره وغریب سرزمین بی سرانجامی

دلم را فروختم

به قیمت بی خوابیهای شبانه بغضهای روزانه

به قیمت جان کندن

در خود شکستن

بی صدا گریستن

دلم رافروختم تمام شد . . .

دیگر هیچ ندارم

به جای آن سنگی گذاشته ام

بسان سنگ گوری سرد و سخت

واینک هر روز

پشت پنجره عاشقی می ایستم

به کوچه دل دادگی چشم می دوزم

و او را می بینم

که با کوله باری بردوش از آن می گذرد

بی آنکه دل مرا به همراه داشته باشد

می گریم

به حال دلم می گریم

اعدام گل سرخ

 

محسن محمدی شنبه 15 فروردین1388  نظر بدهید!

زهرا امیر ابراهیمی
موضوع مرتبط با : شعر

مي شود عبور كرد بر شيشه اي و سايه اي شد.

عكسِ عكس ديد٬

ديگري شد .

سايه اي بود ...

شيشه اي شد ...

... مي شود .

 

اين جا كه ايستاده ام انگار دنياي اطراف سفيد است و سياه . از اين نگاه ٬ در انسان ها و موقعيت هايشان و آن چه از خود باقي مي گذارند اتفاقي ديگر افتاده است . تصوير نگاتيو انگار اصلي است كه در نگاه به هر عكس مي شود به خاطر آوردش . نگاتيوي كه قبل از هرگونه عمليات شيميايي ٬ اصلي است از همان لحظه اي كه ثبتش كرده ايم .

 

انسان را و دنيا را همان اصل ساده اوليه اش باز ديدم براي از همه آن تغييرات و تحولات كه شكل همه مان را و دنيايمان را شكل ديگري كرده است .

اين جا در نگاهم سايه هايي ٬ سايه به سايه بر هم افتاده اند و بر من .

 

بر شفافيت شيشه وار اصل اصل دنيايم با همه آن چه در آن است نقشي بسته اند و سايه هايي در پس ذهن ثبت كننده ام باقي مانده اند كه انگار همه آن اصلِ اصل ساده و شفاف ٬ سايه اي بيش نبوده است .

زهرا امير ابراهيمي

 

محسن محمدی جمعه 23 اسفند1387  نظر بدهید!

باران این روزها بی دلیل نمی بارد
موضوع مرتبط با : شعر

 

دلم را برایت پاک کردم کنار گذاشتم

برات همه گلها را چیده ام توی گلدان روی میز است ...

تمام لحظات خیس زیر باران را

و تمام روزهای آقتابی با تو بودن را فهرست کردم

می خواهم ببینمت باری دیگر

نشانت دهم تمام خاطراتمان را

 

ساعتی از انتظارم می گذرد ...

سالها بعد :

دلم برایت تنگ شده ...

پرستو های مهاجر هم این را فهمیده اند

که باران این روزها بی دلیل نمی بارد

و آسمان تنها دلیل سرخ بودنش تنهاییش است ...

 

محسن محمدی شنبه 4 آبان1387  نظر بدهید!

اهورامزدا - فروهر - زرتشت
موضوع مرتبط با : شعر

اهورامزدا ،

با شهرياري و مهر خود ،

به كسي كه رفتار و گفتارش ،

در پرتو انديشه نيك و بهترين منشها ،

بر پايه راستي باشد ،

رسايي و جاودانگي بخشد.

*                 *                 *

كسي كه در پرتو پاكترين انديشه ها ،

راه بهترين را مي پويد ،

و زبانش گوياي انديشه نيك است ،

و دست هايش

به كارهاي پارسايي گشوده است ،

تنها يك انديشه دارد :

اهورامزدا ، آفريننده و پروردگار و سر چشمه

راستي است.

*                 *                 *

اي مزدا ،

براستي ، توآفريدگار انديشه نيك هستي ،

و هنگامي كه مردمان با انديشه نيك ،

هم پرسي كردند ،

تو براي آنان ،

اين زمين و جهان شاديبخش را بيافريدي ،

و براي آبادي و رهبري آن ،

پارسايي را برنهادي.

*                 *                 *

اي مزدا ،

دُرونداني كه

از انديشه نيك روي برتابند ،

رنج كشند و آزار ببينند.

و راستان كه چنين نكنند ، چنين نبينند.

راست كردار ، اگر هم كم نوا باشد ،

بي ارج است.

*                 *                 *

اي اهورامزدا ،

تو در پرتو انديشه پاك ،

راست كرداران را ،

به بهترين بخششها نويد داده اي.

اما دُروند ،

از مهر تو بهره اي بر نمي دارد.

زيرا دُروند را ،

انديشه و كردار زشت و نادرست است.

 *                *                 *

اي اهورامزدا ،

در پرتو انديشه پاك ،

و با فروغ تو ،

سرنوشت دو گروه نيكان و بدان ،

روشن خواهد شد ،

و با افزايش و گسترش راستي و پارسايي ،

بسياري از جويندگان ،

راه تو را برخواهند گزيد.

 نشان  فروهر

 

محسن محمدی دوشنبه 25 شهریور1387  نظر بدهید!

دوستت دارم - تو نهراس و آنکس باش
موضوع مرتبط با : شعر

امشب دلم ميخواهد 

 به كسي بگويم'' دوستت دارم.''

 تو نهراس و آنكس باش.

 بگذار با هر آنچه در توان دارم

 همين امشب به تو ثابت كنم كه دوستت دارم.

 بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي كنم كه

 لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند.

 بگذار همچون معشوقي كه براي وصال معشوقش

 جان ميدهد برايت جان دهم.

 بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم

 و تو را ستايش كنم.

 بگذار در تاريكي به تو لبخند بزنم.

 نگذار زمان از دستم برود

 و تو را درنيابم.

 ميخواهم بينديشي كه همين امشب

 غير از من كسي ديوانه تو نيست

 هرچند كه جاهلانه فكري باشد.

 كمي بيشتر با من

 و همين امشب بگذار خيال كنم

 كه جز تو كسي نيست.

 همين يك امشب را بگذار نقش بازي كنم.

 نقش حقيقت را.

 همان كه دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين كرده ام.

 اي آخرين !

 آينه ام اينبار تو باش.

 

محسن محمدی سه شنبه 19 شهریور1387  نظر بدهید!

باغ خاطرات
موضوع مرتبط با : شازند

باغ خاطرات

 

ق‍ِرارُ و آروم ندارِم بسكه دِلِم تنگ اُمَده

دردسرِ شرنشيني مثال خرچنگ اُمَدَه

دِلِم ماخا حرف بَزِنِم حرف از سر درد بَزِنِم

حرف روزايي كه آقام سفر مِكِرد به شهري دير

شهر تو قصّاي نَنَه پير

شهر شلوغ آدِما

شهر فرنگ ، اِز هَمَه زنگ

يادش بخير وختي ننم ، با تَشَرو صِد كَلَك

چرك و چغال دسّام با كمك خالَه مَلَك پاك مِكِرد

اَگَه دِلِم سقز ماخاس ، جاتُن خالي

با دَگَنگ يوردِ مِن صاف مِكِرد

صُب كه مِشُد كيچِه و پس كيچه هاليمُن نبيدا

گرت و ديد و لاسُّ و ليَه ناليِ كُشتيمُن بيدا

اِز دَم صُب تا پسين و تنگ غروب

جايي نَبيد كه ما سري نَرفتَه بايم

دورو نگوم ، صب نبيد ، غروب نبيد ، خلوتي و سكوت نبيد

غبار نبيد ، نفت نبيد ، ايدز نبيد ، خينبه و غصه نبيد

والله نبيد ، بالله نبيد ، به صد كلام الله نبيد

قِرار و آرُم ندارم بسكه دِلِم تنگ اُومَدَه

دردسر شرنشيني مثال خرچنگ اُومَدَه

*            *            *

مردم شازند قديما روي ماه همديَنِه مِپاييدِن

به خاطر يِ مِيمُني يِي كيله كشك دَهَ دَفَه مِسّاييدن

گرم بيدِن ، نرم بيدن ، مثل تمام خوزيا عاشق و خونگرم بيدن

حجب و حيا معني مِداد

عهد و وفا معني مِداد

نور به تو چشماشون بيدا

شور به تو قلباشون بيدا

چشما يِي جوري ديَه بيد

عشقا بي عيب و شيلَه بيد

رو سكوا تنگِ غروب

همسايه ها بَزِن و بَكوب

شادي كُنان ، شكوه كُنان

غَليُان و دايره زَنُان

يِ چنتاشون ديكبيلَه دَس

يِ چنتاشون زانو به دس

به انتظار مرداشون

تا شي بيارَن بَرَشون

روز به شِو مِدُختِن

راس و دورو مِگفتِن

عقده ز دل وا كِه مِشُد

به راحتي مُخُفتِن

غصَه و غم جايي نداشت

سكتَه تو خِو رايي نداشت

 

  هرمز احمدي (پروا)

 

شعر بالا دو قسمت اول شعر باغ خاطرات از آقاي هرمز احمدي متخلص به پروا شاعر تواناي شازند به زبان و لهجه شازندي است. باغ خاطرات شعر طولاني و بسيار زيبايه كه در مطالب بعدي قسمت هاي ديگه اش رو مي زارم. با خوندن اين شعر ميشه با حال و هواي شازند آشنا شد حتي اگه كسي پاشم توي شازند نذاشته باشه.

 

تكيه كلام ها و اصطلاحات رايج شازند و روستاهاي اطراف رو در يك فايل Pdf جمع آوري كردم و لينكش رو اينجا قرار دادم كه علاقه مندان بتونن استفاده كنن و با شازند بيشتر آشنا بشن. البته بسياري از اين كلمات ديگه استفاده نمي شه ولي در روستاها بازم كاربرد داره. اميدوارم كه خوشتون بياد.

 

 فایل اصطلاحات و کلمات رایج در گویش شازند

 

 عکس ماهواره ای نمای کلی منطقه اراک و شازند

 

محسن محمدی دوشنبه 4 شهریور1387  نظر بدهید!

شطرنج
موضوع مرتبط با : شعر

شطرنج

 

اين پياده مي شود، آن وزير مي شود

صفحه  چيده مي شود دار و گير مي شود

اين يكي فداي شاه، آن يكي فداي رخ

در پيادگان چه زود مرگ و مير مي شود

فيل كجروي نمود، اين سرشت فيل هاست

كجروي در اين مقام دلپذير مي شود

اسب خيز مي زند، جست و خيز كار اوست

جست و خيز اگر نكرد، دستگير مي شود

آن پياده ضعيف راست راست مي رود

كج اگر كه مي خورد ، ناگزير مي شود

هركه ناگزير شد، نان كج بر او حلال

اين پياده قانع است، زود سير مي شود

آن وزير مي كشد، آن وزير مي خورد

خورد و برد او چه زود چشمگير مي شود

ناگهان كنار شاه خانه بند مي شود

زير پاي فيل پهن، چون خمير مي شود

آن پياده ضعيف عاقبت رسيده است

هرچه خواست مي شود، گرچه دير مي شود

اين پياده، آن وزير ... انتهاي بازي است

اين وزير مي شود، آن به زير مي شود

 

محمد كاظم كاظمي

 

راستش خيلي با اين شعر حال كردم. هرچند خودم شطرنج رو دوست ندارم ولي از حق نبايد گذشت شعر خيلي زيباست. هيچ وقت به فكرم نمي رسيد كه بشه از بازي شطرنج همچين شعر قشنگي درآورد.

اميدوارم كه خوشتون اومده باشه.

 

شطرنج 

 

محسن محمدی سه شنبه 1 مرداد1387  نظر بدهید!

دوست دارم چون دوست داشتنی هستی
موضوع مرتبط با : شازند

زندگی به من آموخت که چگونه گريه کنم

امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگی کنم

تو نيز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم

امّا به من نياموختی که چگونه فراموشت کنم

خيلي شديد درگير درسا شدم براي همين خيلي وقت نمي كنم سر بزنمو مطلب جديد بزارم. به هر حال شرمنده همه عزيزان هستم. از شر امتحانات كه خلاص بشم حتما بيشتر به وبلاگ مي رسم. مي خوام يه گشتي تو منطقه بزنم و چندتا عكس بگيرم و لينكش كنم توي وبلاگ كه همه بتونن زيبايي هاي اين منطقه قشنگ رو ببينن.

مواظب خودتون باشين كه خيلي ارزش دارين.

 

محسن محمدی دوشنبه 16 اردیبهشت1387  نظر بدهید!

از آثار دکتر علی شريعتی
موضوع مرتبط با : شعر

شمع زندان


تا سحر ای شمع بر بالین من
امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه ی غم ناگهان بر دل نشست
رحم کن امشب مرا غمخوار باش
کام امید به خون آغشته شد
تیرهای غم چنان بر دل نشست
کاندرین دریای مست زندگی
کشتی امید من بر گل نشست
آه ! ای یاران به فریادم رسید
ورنه مرگ امشب به فریادم رسد
ترسم  شیرین تر از جانم ز راه
چون به دام مرگ افتادم رسد
گریه و فریاد بس کن شمع من
بر دل ریشم نمک دیگر مپاش
قصه ی بی تابی دل پیش من
بیش از این دیگر مگو خاموش باش
جز تو ام ای مونس شبهای تار
در جهان دیگر مرا یاری نماند
زان همه یاران بجز دیدار مرگ
با کسی امید دیداری نماند
همدم من ، مونس من ، شمع من
جز تو ام در این جهان غمخوار کو ؟
وندرین صحرای وحشت زای مرگ
وای بر من وای بر من یار کو ؟
اندرین زندان من امشب شمع من
دست خواهم شستن از این زندگی
تا که فردا همچو شیران بشکنند
ملتم زنجیر های بندگی

همه به پدر و مادر نياز دارند 

محسن محمدی یکشنبه 11 فروردین1387  نظر بدهید!

از صمیم قلب دوستت دارم
موضوع مرتبط با : شعر

با تشكر از همه عزيزاني كه از وبلاگ ديدن مي كنند. راستش مديريت وبلاگ فقط و فقط با كمك شما امكان پذير ميشه. كمك شما هم نوشتن نظراتتون در مورد وبلاگ هستش. پس از همه شما از همه شما عزيزاني كه به اين وبلاگ سر مي زنن خواهش مي كنم كه نظراتتون رو حتما بنويسين. بازم ممنون.

 

 

 از صمیم قلب دوستت دارم ...

هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد
چرا که دوستت دارم

دیوانه وار عاشقت شدم ...

چرا که مهربانی را در تو دیدم

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی ....

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم .....

نه تو از عشق من دست می کشی

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود..

سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است...

و اگر با مژگانت اشاره ای کنی ....

فرسنگها ... را خواهم پیمود ....

چرا که شب عشق بسیار طولانی ست ...

و قلبم در آرزوی تو می سوزد ....

آنگاه که از برابر  دیدگانم دور شوی .....

خورشید وجودم پنهان می گردد .....

ابر های غم و اندوه مرا در بر می گیرد ....

و به دنیای غریبی می برند ....

همیشه در قلبم حضور داری ....

عشقت زندگیم را گلباران کرده است ..

تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام

تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام

 

 اینم یه نقاشی از آقای ایمان ملکی

 

فال حافظ 

محسن محمدی جمعه 21 دی1386  نظر بدهید!

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
موضوع مرتبط با : شعر

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه نداشتن کسی است که البفای دوست داشتن را برايت تکرار کند،
و تو از او رسم محبت بياموزی .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاريست.
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه پنهان کردن قلبی ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی ست که بتوانی به آن تکيه کنی ،
و از غم زندگی برايش اشک بريزی .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی ست ،
که مجبوري آخرش را با جدائی به سرانجام رساني .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی ست .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست !!!

 

 

اينم يه شعر ديگه كه اميدوارم خوشتون بياد

 

گفتم تو شيرين منی ، گفتا تو فرهادی مگر؟

گفتم خرابت می شوم ، گفتا تو آبادی مگر؟

گفتم ندادی دل به من ، گفتا تو جان دادی مگر؟

گفتم ز کوهت می روم ، گفتا تو آزادی مگر؟

گفتم فراموشم مکن ، گفتا تو در يادی مگر؟

گفتم که بر بادم مده ، گفتا نه بر بادی مگر؟

 تابلو ترين دروغ هاي يك دختر 

 

محسن محمدی چهارشنبه 16 آبان1386  نظر بدهید!

شازند
موضوع مرتبط با : شازند

دل انگيز و شکر ريز است شازند

بسان قصر پرويز است، شازند

 

ز شيريني بسي فرهاد دارد

زبان تيشه اش تيز است، شازند

 

ادب پرور، صفا گستر، غزل خوان

تو گوئي شهر تبريز است، شازند

 

تمام دشت هايش سبز و خرم

زمينش سخت زر خيز است، شازند

 

ز فيض باغ و رنج باغبانش

گلابش شادي انگيز است، شازند

 

ز چشم چشمه ها و رودهايش

نشاط و عشق لبريز است، شازند

 

دلش پاک و بزرگ و مهربان است

اگرچه کوچک و ريز است، شازند

 

زده آتش به جانش ديو صنعت

رخش چون برگ پاييز است، شازند

 

توانم نيست وصف کوه هايش

گمانم ملک پرويز است، شازند

 

زبان پارسی مردمانش

دل انگيز و شکر ريز است شازند

 

زجان و دل مديحش مي نمايم

که جان را حزر و تعويذ است،شازند

 

بخواهم از براي مردمانش

سلامت را که ناچيز است، شازند

 

غمش را با صفايش مي پسندم

چه تب ريز و صفا خيز است، شازند

 

نواي روحبخش بلبلانش

تو گويي خاطر انگيز است، شازند

 

ز خون سرخ آن دردي کشانش

زمينش لاله آويز است، شازند

 

اين شعر به قلم جناب آقای هرمز احمدی (پروا) از شاعران به نام اين شهر است.

محسن محمدی سه شنبه 12 تیر1386  نظر بدهید!

خلاصه احوال
موضوع مرتبط با : شعر

چیزی به جا نماند

                حتا

که نفرینی

بدرقه ی راه ام کند.

با اذان بی هنگام پدر

به جهان آمدم

در دستان ماما چه پلیدک

که قضا را

        وضو ساخته بود.

هوا را مصرف کردم

اقیانوس را مصرف کردم

سیاره را مصرف کردم

خدا را مصرف کردم

و لعنت شدن را ، بر جای ،

چیزی به جای بنماندم.  

 

احمد شاملو (4 آبان 1371)

محسن محمدی سه شنبه 29 خرداد1386  نظر بدهید!

سرود برای سپاس و پرستش
موضوع مرتبط با : شعر

بوسه های تو

گنجشککان پر گوی باغ اند

و پستان های ات کندوی کوهستان هاست

و تن ات

رازی ست جاودانه

که در خلوتی عظیم

با من اش در میان می گذارند.

تن تو آهنگی ست

و تن من کلمه یی که در آن می نشیند

تا نغمه یی در وجود آید :

سروی که تداوم را می تپد.

در نگاه ات همه مهربانی هاست :

قاصدی که زندگی را خبر می دهد.

و در سکوت ات همه صداها :

فریادی که بودن را تجربه می کند

احمد شاملو (31 اردیبهشت 1342)

محسن محمدی چهارشنبه 5 اردیبهشت1386  نظر بدهید!

حلقه
موضوع مرتبط با : شعر

دخترک خنده کنان گفت که « چیست

راز این حلقه زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته ست به بر

 

راز این حلقه که در چهره او

این همه تابش و رخشندگی است»

مرد حیران شد و گفت :

«حلقه خوش بختی ست، حلقه زندگی است»

 

همه گفتند : « مبارک باشد »

دخترک گفت :« دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد »

سال ها رفت و شبی

 

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر

دید در نقش فروزنده او

روزهایی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته ، هدر

 

زن پریشان شد و نالید که « وای

وای، این حلقه که در چهره او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه بردگی و بندگی است »

فروغ (تهران بهار 1334 )

محسن محمدی پنجشنبه 2 فروردین1386  نظر بدهید!

عاشق ترين عاشق
موضوع مرتبط با : شعر

چه گريزيست زه من ؟

چه شتابيست به راه ؟

به چه خواهي بردن

در شبي اين همه تاريك پناه ؟

مرمرين پله آن غرفه عاج

اي دريغا كه ز ما بس دور است

لحظه ها را درياب

چشم فردا كور است

نه چراغيست در آن پايان

هرچه از دور نمايان است

شايد آن نقطه نوراني

چشم گرگان بيابان است

مي فرومانده به جام

سر به سجاده نهادن تا كي

او در اينجاست نهان

مي‎درخشد در مي

گر به هم آويزم

ما دو سرگشته تنها، چون موج

به پناهي كه تو مي‎جوئي، خواهيم رسيد

اندر آن لحظه جادوئي موج

محسن محمدی یکشنبه 27 اسفند1385  نظر بدهید!

بهار
موضوع مرتبط با : شعر

این شعر رو می خوام تقدیم کنم به کسی که خیلی بهش مدیونم. مسیر زندگی منو تغییر داد. از یکنواختی و کسالت. خیلی بهش بدهکارم و زمان هم اجازه نداد تا بخوام حق مطلب رو ادا کنم. البته با این مطلب فقط می خوام بگم که همیشه به یاد خوبیهاش هستم و هیچ وقت فراموشش نمی کنم. چون با این کار ساده نمیشه یه دنیا مهربونی رو جبران کرد.

 

امیدوارم هرجا که باشه همیشه و همیشه خوشحال و تندرست و خوشبخت باشه.

یک دنیا ممنونم ازت بهار. 

 

اینم لینک وبلاگ بهار خانوم

 

موج

 

تو در چشم من هم چو موجي

خروشنده و سركش و ناشكيبا

كه هر لحظه ات مي كشاند به سويي

نسيم هزار آرزوي فريبا

 

تو موجي

تو موجي و درياي حسرت مكانت

پريشان رنگين افق هاي فردا

نگاه مه آلوده ديدگانت

 

تو دائم به خود در ستيزي

تو هرگز نداري سكوني

تو دائم ز خود مي گريزي

او آن ابر آشفته نيلگوني

 

چه مي شد خدايا ...

چه مي شد اگر ساحلي دور بودم ؟

شبي با دو بازوي بگشوده خود

تو را مي ربودم ... تو را مي ربودم.

 

محسن محمدی سه شنبه 22 فروردین1385  نظر بدهید!

سرود آشنایی
موضوع مرتبط با : شعر

کیستی که من

این گونه

به اعتماد

نام خود را

با تو می گویم

کلید خانه ام را

در دست ات می گذارم

نان شادی هایم را

با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم و

بر زانوی تو

این چنین آرام

به خواب می روم ؟

کیستی که من

این گونه به جد

در دیار رویاهای خویش

با تو درنگ می کنم

 

احمد شاملو (29 اردیبهشت 1342)

 

فروشنده ماهی

دوستت دارم

محسن محمدی پنجشنبه 4 اسفند1384  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
نوروز از زبان شازند (شنبه 29 اسفند1388)
عشق... و تنها عشق ... (شنبه 1 اسفند1388)
دانشجو روزت مبارک !!!! (یکشنبه 15 آذر1388)
شرمنده که نیستم !!!!!!! (دوشنبه 27 مهر1388)
24ساعت از زندگی یک دختر ایرانی (چهارشنبه 1 مهر1388)
ترکیدن جباب !! (سه شنبه 17 شهریور1388)
برنامه کاری عزرائیل !!! (سه شنبه 3 شهریور1388)
من می ترسم !!! (شنبه 24 مرداد1388)
عشق بازی به همین آسانی است ... (چهارشنبه 7 مرداد1388)
معرفی روستاهای شهرستان شازند (یکشنبه 4 مرداد1388)
 
امکانات
خوش آمديد ميهمان
پروفايل مدير وبلاگ :

 

لینک دوستان
قالب وبلاگ
بلنداي آسمان
بدون غم ميشود زندگي كرد
سايت تبليغاتي اراك
طنز جدي سياسي
نجواهاي عاشقانه
به باران برسان سلام ما را
خسته تر از همیشه
زندگي بايد كرد
دختر كوچولو
عشق و عشق و عشق
شازده کوچولو
پسا غزل 4
دلتنگي هاي ايران
خاطرات يك دختر هرزه
بخوان و لذت ببر
خواص ميوه و سبزيجات
در جستجوي ناكجا آباد
گل سرخي در باد
 

تبلیغات متنی

خدمات کامپیوتری فجر شازند

4225805-0862

خدمات کامپیوتری فجر شازند

4225805-0862

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا