|
۵شنبه هفته پیش با بچه ها جمع کردیم و رفتیم شهباز. کلا ۷ نفر بودیم. من و سالار و جواد و عباس و مجید و دوتا از بچه های دانشگاه اراک. سفر تقریبا بی دردسری شد. ساعت ۱۱ از پای کوه حرکت کردیم. از مسیر دره بزرگه رفتیم بالا. حول و حوش ساعت ۲ برای ناهار یه توقف داشتیم و ساعت ۵ هم دیگه پناهگاه بودیم. توی مسیر تا پناهگاه خیلی خسته شدیم. هم هوا گرم بود و هم اینکه یه مقداری ضعف داشتیم. زیاد توقف می کردیم. ولی بعد از اینکه ناهار خوردیم دیگه راحت رفتیم بالا. بعد از اینکه ما رسیدیم چند گروه دیگه هم اومدن و برای اینکه مشکلی پیش نیاد ما از پناهگاه زدیم بیرون و زیر پناهگاه چادر زدیم. چادرمون ۸ نفره بود که برای ۷ نفر ما راحت جواب داد. توی پناهگاه آب نداشتیم دیگه برای همین کلی برف آوردیم و آب کردیم تا ظرفامونو پر کنیم. ساعت ۸ و ۹ هم شام رو آماده کردیم و جاتون خالی خوردیم. بعد از اینکه آفتاب غروب کرد باید سردی شروع شد که یه مقداری ترسناک بود نوید شب سردی رو می داد. از ساعت ۹ تا ۱۲ شب هم مشغول قلیون کشیدن بودیم و می زدیم تو سر همدیگه. از ۱۲ شب به بعد هم که ایرانسل به ایرانسل مجانی می شد و بچه ها مشغول حرف زدن شدن. چند نفری خوابیدیم و چند نفری هم مشغول بودن. صبح هم بعد از صبحانه ۲ فیزیکدان گروه برای فتح قله راه افتادن  . من چون زانوم ناراحت بود جرات نکردم باهاشون برم چون مسیر طولانی و خسته کننده ای داره. سال قبل رفته بودم ولی خوب خیلی دوست داشتم برم که نشد. رفت و برگشت بچه ها ۵ ساعتی طول کشید. بعد از اومدن فاتحان قله ناهار رو خوردیم و وسایل رو جمع کردیم برای پایین اومدن. ساعت ۴ حرکت کردیم به سمت پایین و از همون راه بالا اومدن پایین رفتیم. ساعت ۷ هم پای کوه بودیم.
کلی عکس هم از زیبایی های کوه گرفتم که فعلا فقط یه عکس از بچه ها می زارم و در یه زمان بهتر عکس ها رو آپلود می کنم. این عکس دقیقا از زیر پناهگاه گرفته شده.
از راست به چپ : امیر (بچه اراک و فیزیکدان) - مجید (بچه شازند - زیست شناس)- سالار (بچه شازند و مهندس کامپیوتر) - خودم (شازندی اصل و مهندس برق) - اکبر (بچه شیراز و زیست شناس) - عباس (بچه شازند) و عکاسمون هم اقا جواد که بچه شازنده و دانشگاه اراک مشغول تحصیل فیزیکه.

|