|
بعد از آخرین باری که مطلب گذاشتم توی وبلاگ خیلی سعی کردم که یه مقداری اطلاعات در مورد شازند و ارامنه شازند گیر بیارم که مطلب بعدی رو به اونها اختصاص بدم. ولی متاسفانه چیز خاصی دستگیرم نشد. شازند و منطقه شازند در سالهای دور ارمنی نشین بوده که کلیسای قدیمی و قبرستان اونها کاملا مشخصه. می خواستم از در مورد تاریخچه و مشخصات زندگیشون کار کنم که مطلبی که مستند باشه پیدا نکردم. شخص خاصی هم که اطلاعاتی داشته باشه پیدا نکردم. ولی بازم سعیمو می کنم.
اگه فرصت کنم می خوام برم چند تا عکس از داخل کلیسا بگیرم و بزارم توی وبلاگ. به هر حال چند روز دیگه ترم شروع میشه و باید برم ساوه. همه تلاشمو می کنم که مطلبم رو در مورد ارامنه کامل کنم چون برای خودم هم جای سواله که چرا هیچ چیز مستندی پیدا نشده. البته هنوز هم خانواده های ارمنی اینجا ساکن هستند ولی تعدادشون خیلی کمه. مراسم مسیحیان هم توی کلیسا تقریبا اجرا میشه.
برای اینکه نخواستم الکی آپ کرده باشم ۲ تا داستان عشقولانه که خودم خیلی ازشون خوشم اومده بود رو مستقیم آپلود کردم تا اگه خواستین بخونین. یکی از علایق همیشگی من کتاب و رمان خوندنه که در هر شرایطی هم باشم خوندن کتاب پابرجاست.
داستان استانبول
قصه عشق

یه عکس کارت پستالی از زمستون های شازند
|