|
می خوام چند خطی هم در مورد شازند بنویسم. من خودم خیلی دل خوشی از شازند نداشتم تا وقتی که قبول شدم دانشگاه و برای مدتی از این شهر دور شدم. بعد متوجه شدم که نه اونقدر که من فکر می کنم شهر بدی هم نیست. و حالا خیلی این شازند رو دوست دارم و بهش غشق می ورزم. شازند شهری با کشاورزی قوی. شازند شهری با گردشگاه های خوب. شازند شهری با مردمانی که همه همدیگر رو می شناسن. و شازند شهری با فرهنگی عجیب. با اینکه شازند شهز کوچیکیه ولی در اون انواع و اقسام قشرهای جامعه وجود داره چه از نظر قومی و چه از نظر فرهنگی و حتی عقیدتی. من و دوستام که دیگه از نسل های جدید این شهر محسوب می شیم تقریبا همگی این شهر رو دوست داریم. شهری کوچیک که به راحتی در عرض یک ساعت میشه تمام نقاط اون رو چرخید. ولی همین کوچیکی اونه که شازند رو جذاب کرده. شازند در بهار و تابستون عباس آباد رو داره و در زمستون هم پیست اسکی. یه جورایی برای تفریح چهار فصل حساب میشه.
|